من كه ياد از نام مولا مي‌كنم،
وصف نامي پر ز معنا مي‌كنم

چهار حرف عشق هر مجنون بْوُد
حاء است و سين و ياء و نون بْوُد


گر بچيني حرف‌هايش پيش هم
قلب را هر دم زند آتش ز غم


اين تفاسير حروف زيب و زِين
ذهن «ايمان» گفته در وصف حسين(ع)


حاء يعني «حامد و حمدِ حميد
»
كز رخ او ماه‌تر عالم نديد


حاء يعني هم «حكيم و هم حزين»
حاء دارد معني «حبل المتين
»

حاء «حر واقعي در كربلاست
»
مظهرِ «حق چيره، ظالم برملا» ست


سين «سرش را روي ني‌ها مي‌زدند»
بر لبانش تركه، ددها مي‌زدند


سين، يعني «سر از او بْبريده‌اند»
آن يتيمان رأس او را ديده‌اند


سين، اين «سبطُ النبي در خون بْوُد»
شيعه ی حيدر بدو مجنون بْوُد


ياء، «يك سو لالة ام البنين»
يك طرف «ياس علي روي زمين
»

ياء، يعني «يك دم آرامش نيافت
»
ابر حتي بر حسين(ع) بارش نيافت


نون، «نزد حق به حق او بنده بود»
قلب حق از عشق او آكنده بود


نون يعني «نوري از الله بود»
اين حسين(ع) تفسير ثارالله بود


نون آمد تا كند نامش تمام
گفت از حق آمد اينك اين پيام


«
اين حسين(ع) خون من است اندر زمين
ريختند آن را به ناحق بر زمين
»

گر شما در ذهن خود مي‌پروريد

كاين حسين(ع) را مي‌توانش سر بريد،


من بگويم، بر خدا نايد گزند

خود خدا گفته است دفتر را ببند
:

«
گر فرشته بهر آدم سجده كرد

بر شه دين، كل عالم سجده كرد
»

حرف من اين است، گويم اين كلام
 
شمس بي نور است، نزد اين امام


قلب بيمارم به عشقش مبتلاست
آرزويم ديدن كرب و بلاست،


كآن اثر كز تربت پاكان بود
بهر درد قلب من درمان بود .


 

نوشته شده توسط ایمان در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 7:57 موضوع | لينک ثابت